سيد محمد كمره اى
508
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
معلوم شد كه براى ورود صمصام بود كه با ميرزا ابراهيم قمى ورود به حياط نمودند . بعد در اطاق انگشتها بلند شد كه صمصام را به عضويت قبول نمودند و ركن الممالك هم شرحى در قدس مقام صمصام به دمكراسى بيان نمود . دو روز بعد به استقبال دكتر مهدى خان ، ميرزا على اكبر و مترجم السلطنه در كالسكه باهم نشسته كمكم بناى فحاشى كه دمكرات مرا چرا بردى به خانهات . ميرزا على اكبر گفت خودش آمد . خبرهاى دكان خلخالى بعد مصدق السلطنه و متين الدوله به خانه معاون السلطنه آمده ، من مقارن غروب بيرون آمده به دكان خلخالى رفتم . گفتند نصرت السلطنه حاكم طهران ، قزوين ، قم ، ساوه ، سمنان و دامغان شده ، نظام السلطان از حكومت طهران منفصل و ميرزا محمد على خان ثبت اسناد در استيناف هم محكوم به ساختن ثبت در دوسيه شده او را به نظميه از عدليه بردند . سيد محمد حسين اصفهانى و مقتدر الوزاره هم گرفتار شدند ، عقب قوام التجار هم مىگردند . فتح السلطنه هم شايد بالاخره گرفتار شود . بنده كه واقعا از گرفتارى اين اشخاص اگر مقصر باشند خيلى خوشحالم . بعد مذاكره شد ميرزا باقر خان پدر جاى شيخ على اصغر مدعى العموم در عدليه منصوب و به ماهى شصت تومان و بيست تومان آن در آتيه منصوب . بعد ساعت دو با احمد از حجره خلخالى بيرون آمده ، به خانه آمديم . احمد هم تا عصر چهار نان از نانوائى با دو نان دوآتشه گرفته بود . خانه رسيده شام آش گوجه و كشك و لبو و انگور و كوفته خورده ، عصر هم به واسطه بستن دكاكين قبل از ظهر ، مجددا حكم شد كه نانواخانه از آذرى گرفته شود و به موليتر داده شود و گندم هم آزاد باشد از دروازهها ، هركس وارد نمايد متعرض نشوند . بعد از شام خوابيديم . پيگيرى تنبيه ژاندارمرى كمره چهارشنبه چهارم ذيحجه « 1 » . - صبح بعد از چاى بيرون رفته حمام سروكيسه
--> ( 1 ) . دفتر بيست و چهارم . تاريخچه از چهارم ذيحجه تا چهاردهم ذيحجه الحرام 1336 .